اینجاست که مجبور می شوی
که مجبوری
که بنویسی
که چه؟
با اینهمه نوشتن بهتر از نا نوشته است اگر که نایی داشته باشی
که از گلوی این نی صدایی هرچند گوشخراش ،درآوری
سالها پیش وقتی در گوشه کافه می نشستیم با دوستانی که بودند و حالا هر کدام پرت افتاده در گوشه ای هنوز همان زمزمه ها را تکرار می کننددست به یک کار زدیم ! کاری عظیم
این کار این بود که کافه فقیرانه جمعه ها تعطیل بود و این باعث می شد همه دوستان آواره باشند. من و دوست دیگری تصمیم گرفتیم روزهای جمعه را از … اجاره کنیم !!! نه فکر نکنید که ما کلی سرمایه داشتیم یا فصد تجارت ! نه ! ما قرار گذاشتیم که هر چه فروختیم را پولش را دودستی تقدیم … کنیم و تنها منفعت این بود که دیگه جمعه ها کافه باز بود و دوستان سرگردان نمی شدند!! و همچنین تصمیم گرفتیم که اصلا جلسات شعر و شعرخوانی را همونجا برگزار کنیم! چرا که نه ما جایی برای این کار داشتیم و نه مراکز رسمی جایی به ما می دادند (حتی برای 2 ساعت در هفته ) و نه این که ما حاضر بودیم در هر مکانی رسمی جلسه تشکیل بدیم!
خلاصه کافه درویش شد محل شعرخوانی ما !! و
اتحاد برای ایران United4Iran




سلام .. علی پارسا هستم دانشجوی مقیم حیدرآباد .. دوست عزیز مطالبت را در خصوص صفری سرکنسول حیدرآباد خواندم. کلی خندیدم واقعا که به حق بیان کردی بعضی مواقع دلم برای خودمان می سوزه که چه آدم های بی سوادی بر سر ما ایرانیان حاکم هستند. قلم شیرینی داری و بهت تبریک می گویم. خیلی دوست دارم از تجربیات شما در خصوص هرچه بهتر شدن و سنگین شدن مطالب وبلاگ مسافر غریب بهره ببرم لطف کنید پس از مطاله وبلاگ ما از نظراتتان ما را محروم نکنید. قربانت علی پارسا. حیدرآباد .
http://mosafergharib.persianblog
علی اقا سلام
ممنون بابت نظرت
من در خدمتت هستم اگر بتونم کاری انجام بدهم خوشحال می شم.
وبلاگت را نتونستم ببینم یا آدرسش عوض شده یا بسته شده
یا شایدم من ادرس را اشتباه نوشتم.
لطف کن وبلاگت را برام بفرست
شاد باشی و سرافراز
قربانت
داوود